مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
834
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> است كه : در ميان آل إبراهيم ، امامانى قرار داده كه هركس از آنان أطاعت كند از خدا أطاعت كرده وهر كه عصيان كند ، سرپيچى از خدا كرده است وكتاب ، حكمت وپيامبر را در ميان آنان قرار داده است . چرا اينها نسبت به آل إبراهيم اقرار مىكنند ، ولى نسبت به آل محمد صلى الله عليه وآله انكار مىكنند . » علي عليه السلام چنين ادامه داد : « اى معاوية ! اگر تو ورفيقت وآنان كه پيش از تو بودند - از طاغيان اهلشام ويمن واعراب ، عربهاى « ربيعه » و « مضر » ستمگران أمت - به اين مطلب كافر شده وانكار مىكنند ، ولى « فقد وكل اللَّهُ بها قوماً ليسوا بها كافرين » ؛ يعنى : « خداوند قومي را بدان موكل كرده كه آن را انكار نمىكنند . » اى معاوية ! قرآن حق است ، نور وهدايت ورحمت وشفاء براي مؤمنان است . « والّذينَ لا يُؤمِنُونَ في آذانهم وقرٌ وهو عَليهِم عمى » ؛ يعنى : « كساني كه ايمان نمىآورند گوش آنان سنگينى دارد وحقايق قرآن برايشان پوشيده است ! » اى معاوية ! خداوند در قرآن ، در مقابل أنواع گمراهىها وآنان كه مردم را به جهنم مىكشانند استدلال كرده ، كلام آنان را رد نموده واز تابعيت آنان نهى نموده است . دربارهء آن مطالب ، قرآن ناطقى نازل كرده كه هر كه آن را مىشناسد شناخته وهر كه آن را نداند ندانسته است . از پيامبر شنيدم كه فرمود : هر آيهاى از قرآن ظاهري وباطني دارد وهر حرفى از قرآن تأويلى دارد ! ( در روايت ديگر : هر حرفى از قرآن حدى دارد كه بر ظاهر قرآن طلوع كرده ودر باطن وتأويلش ) « وما يَعْلَمُ تأويلهُ إلّااللَّهَ والرّاسخونَ في العِلْمِ » ؛ يعنى : « وتأويل آن را جز خدا وراسخون ( فرورفتگان ) در علم كسى نمىداند . » راسخون در علم ما آل محمديم . خداوند بر ساير أمت دستور داده كه : « إن يقولوا آمنّا به ، كلٌّ من عندِ ربِّنا وما يذّكّرُ إلّاأولو الألباب » ؛ يعنى : « بگويند : به آنها ايمان آورديم ، همه از نزد پروردگارمان است ، ولى جز عاقلان بدان متذكر نمىشوند . » خداوند به أمت امر كرده كه در مقابل ما تسليم باشند ، آنجا كه مىفرمايد : « وَلَو رَدّوهُ إلى الرّسولِ وإلى أُولي الأمرِ منهُم لعلمهُ الّذينَ يستنبطونهُ منهُم » ؛ يعنى : « اگر مطالب را به پيامبر وصاحبان خلافت رد مىكردند ، آنان كه استنباط كننده بودند - از ميان آنان - آن را مىفهميدند . » آنان كسانىاند كه از أولو الامر سؤال مىكنند وخواهان وى هستند . بهجان خودم قسم ، اگر هنگامى كه پيامبر از دنيا رفت تسليم امر ما مىشدند ، از ما پيروى مىكردند ودر كارهاشان از ما تقليد مىكردند ، نعمت از بالا وپايين ( سراپاى ) آنان مىجوشيد ، وتو اى معاوية طمع پيدا نمىكردى ! آنچه آنان از ما از دست دادهاند بيش از آن است كه ما از آنان از دست داديم ، خداوند دربارهء من وتو سورهء مخصوصى نازل كرده كه أمت آن را بهظاهرش حمل مىكنند واز باطن آن بىخبرند وآن سورهء « الحاقه » است كه مىفرمايد : « وأمّا مَن أوتيَ كتابه بيمينه . . . وأمّا مَن أوتيَ كتابه بشماله . . . » يعنى : « واما كسى كه نامه عملش به دست راست أو داده شود . . . واما كسى كه نامهء عملش به دست چپ أو داده شود . » وچنان خواهد بود كه هر امام گمراه وهر امام هدايت يافتهاى فرا خوانده مىشود ، در حالي كه اصحابش كه با أو